X
تبلیغات
روان پژوه

جمعه چهارم اردیبهشت 1388

آغاز

و این  منم  من  کوچک  درون  قطره   آبی            که در سقوطم و دارم بدین سقوط شتابی

خیال خال تو دارم ببین چه خواب و خیالی؟           به  هر  مقام  رسیدم   نبود   غیر   سرابی

 ع.پژوهنده

نوشته شده توسط علی در 20:29 |  لینک ثابت  

سه شنبه بیستم اسفند 1392

وهم و فهم

ذره ذره در دو گیتی وهم تست

هرچ دانی نه خدا آن فهم تست

نیست او آن کسی آنجا که اوست

کی رسد جان کسی آنجا که اوست

عطار

نوشته شده توسط علی در 11:3 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم بهمن 1392

پدری

پدری یک جایگاه است نه یک نقش یا عنوان

جایگاهی که مورد رشک و حسد فرزندان قرار می گیرد و آن را به چالش می کشند.

نوشته شده توسط علی در 22:1 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم دی 1392

گفتم: مگر نشنیدی که خون ایرانی ها رو صادر می کنن و به قیمت گزافی به کفار می فروشن؟ بازم داری می ری خون بدی؟

گفت:مگه فرقی می کنه این خون جون کدوم انسان رو نجات بده؟

گفتم: با این همه بدبختی که سرت میاد بازم سر وقت که می شه وضو می گیری و نماز می خونی؟

گفت: مگه من نماز می خونم که از اتفاقات بد جلوگیری کنم؟ نماز چیز دیگه ایه و اتفاقات بد هم چیز دیگه. این باید خونده بشه و اونم باید بیافته. هر کدوم حکمت خودشو داره!

گفتم: واقعا دیونه ای که تو این بکش بکش بازم می ری کربلا. این خودکشیه! واسه همینه که ما ایرانیا اینقدر عقبیم!

گفت: اتفاقا حالا باید رفت کربلا تا ثابت کنیم که این بکش بکشا تاثیری نداره. امام حسینم با وجودی که می دونست کشته می شه رفت کربلا مگه نه؟

خیلی چیزهای دیگه هم گفتم و از این جوابا شنیدم...

واقعا خدا کنه نسل این آدما منقرض نشه. چقدر نگاه جالبی دارن به زندگی!!!

نوشته شده توسط علی در 13:3 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم آذر 1392

درد نان

دوست دارم با تو در خلوت بمانم روز و شب/ وانچه در پنهان رود پیدا بخوانم روز و شب
دوست دارم بوسه هایت را که مستم می کند/ صد برابر کرده بر جانت نشانم روز و شب
دوست دارم روزها را همچو شبها یک نفس/در میان بازوانت بگذرانم روز و شب
گر توانم دوست دارم شعله شمعت شوم/ سوزم و سوزانمت دل گر توانم روز و شب
فاش می گویم که از آن بوسه روز نخست/هم لبم می سوزد و هم روح و جانم روز و شب
دوستی با این چنین معشوقه ای خواب است و من/خواب می بینم که با اویم گمانم روز و شب
قد بلند و چشم هندو، روی زیبا لب چو می/می ستاید خلقتش عمری زبانم روز وشب
آه اگر «عاشق» تو را گیرد در آغوشش شبی/وای اگر می بود کمتر درد نانم روز و شب
ع-پژوهنده
نوشته شده توسط علی در 23:56 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر